تفسیر نمونه
تفسیر نمونه
قالب وبلاگ

( 99 )سوره زلزله اين سوره در مدينه نازل شده و داراى 8 آيه است.

محتوى و فضيلت سوره زلزله

در اينكه اين سوره در مكه نازل شده است ، يا در مدينه ؟ در ميان مفسران گفتگو است : بسيارى آن را مدنى مى‏ دانند ، در حالى كه بعضى معتقدند در مكه نازل شده ، لحن آيات آن كه در باره معاد و اشراط الساعة ( نشانه‏ هاى وقوع رستاخيز ) سخن مى‏ گويد ، به آيات مكى شبيه ‏تر است ، ولى در حديثى آمده كه ابو سعيد خدرى وقتى اين سوره نازل شده از پيغمبر اكرم سؤالى در باره آيه فمن يعمل مثقال ذرة ... كرد ، و مى ‏دانيم ابو سعيد در مدينه به مسلمانان ملحق شد .

اما مدنى بودن يا مكى بودن اين سوره تاثيرى در مفاهيم و تفسير آن ندارد.

به هر حال اين سوره عمدة بر سه محور دور مى‏ زند : نخست از اشراط الساعة و نشانه‏هاى وقوع قيامت بحث مى‏ كند ، و در دنبال آن سخن از شهادت زمين به تمام اعمال آدمى آمده است.

در بخش سوم از تقسيم مردم به دو گروه نيكوكار و بدكار و رسيدن هر كس به اعمال خود سخن مى‏ گويد.

در فضيلت اين سوره تعبيرات مهمى در روايات اسلامى آمده ، از جمله در حديثى از پيغمبر اكرم (صلى ‏الله‏ عليه‏ وآله‏ وسلّم‏) مى‏ خوانيم : من قرأها فكانما قرأ البقرة و اعطى من الاجر كمن قرأ ربع القرآن : هر كس آن را تلاوت كند گوئى سوره بقره را قرائت كرده ، و پاداش او به اندازه كسى است كه يك چهارم قرآن را تلاوت كرده باشد.

و در حديثى از امام صادق (عليه ‏السلام‏) مى‏ خوانيم كه فرمود : هرگز از تلاوت سوره اذا زلزلت الارض خسته نشويد ، چرا كه هر كس آن را در نمازهاى نافله بخواند هرگز به زلزله گرفتار نمى ‏شود ، و با آن نمى‏ ميرد ، و به صاعقه و آفتى از آفات دنيا تا هنگام مرگ گرفتار نخواهد شد .

سورة الزلزله

بِسمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ إِذَا زُلْزِلَتِ الأَرْض زِلْزَالهََا(1) وَ أَخْرَجَتِ الأَرْض أَثْقَالَهَا(2) وَ قَالَ الانسنُ مَا لهََا(3) يَوْمَئذٍ تحَدِّث أَخْبَارَهَا(4) بِأَنَّ رَبَّك أَوْحَى لَهَا(5) يَوْمَئذٍ يَصدُرُ النَّاس أَشتَاتاً لِّيُرَوْا أَعْمَلَهُمْ‏(6) فَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ‏(7) وَ مَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شرًّا يَرَهُ‏(8)

ترجمه:

بنام خداوند بخشنده مهربان

1 -هنگامى كه زمين شديدا به لرزه در آيد .

2 -و زمين بارهاى سنگينش را خارج سازد!

3 -و انسان مى‏ گويد زمين را چه مى ‏شود ( كه اينگونه مى ‏لرزد ) ؟

4 -در آن روز زمين تمام خبرهاى خود را بازگو مى ‏كند.

5 -چرا كه پروردگارت به او وحى كرده است.

6 -در آن روز مردم به صورت گروه هاى مختلف از قبرها خارج مى ‏شوند تا اعمالشان به آنها نشان داده شود.

7 -پس هر كس به اندازه سنگينى ذره‏اى كار خير انجام داده آن را مى بيند.

8 -و هر كس به اندازه ذره ‏اى كار بد كرده آن را مى‏ بيند.

تفسير : آن روز كه انسان تمام اعمالش را مى‏بيند !

همانگونه كه در بيان محتواى سوره اشاره شد آغاز اين سوره همراه است با بيان بعضى از حوادث هول ‏انگيز و وحشتناك پايان اين جهان و شروع رستاخيز.

نخست مى ‏فرمايد : هنگامى كه زمين شديدا به لرزه در آيد ( اذا زلزلت الارض زلزالها).

و چنان زير و رو شود كه بارهاى سنگينى را كه در درون دارد خارج سازد ( و اخرجت الارض اثقالها).

تعبير به زلزالها ( زلزله ‏اش ) يا اشاره به اين است كه در آن روز تمام كره زمين به لرزه در مى ‏آيد ( بر خلاف زلزله‏ هاى معمولى كه همه آنها موضعى و مقطعى است ) و يا اشاره به زلزله معهود يعنى زلزله رستاخيز است و .

در اينكه منظور از اثقال ( بارهاى سنگين ) چيست ؟ مفسران تفسيرهاى متعددى ذكر كرده‏ اند : بعضى گفته ‏اند منظور انسانها هستند كه با زلزله رستاخيز از درون قبرها به خارج پرتاب مى ‏شوند ، نظير آنچه در سوره انشقاق آيه 4 آمده است و القت ما فيها و تخلت.

و بعضى گفته‏ اند : گنجهاى درون خود را بيرون مى‏ ريزد ، و مايه حسرت دنياپرستان بي خبر مى‏ گردد.

اين احتمال نيز وجود دارد كه منظور بيرون فرستادن مواد سنگين و مذاب درون زمين است كه معمولا كمى از آن به هنگام آتشفشانها و زلزله ‏ها بيرون مى‏ ريزد ، در پايان جهان آنچه در درون زمين است به دنبال آن زلزله عظيم به بيرون پرتاب مى‏ شود .

تفسير اول مناسبتر به نظر مى‏ رسد هر چند جمع ميان اين تفاسير نيز بعيد نيست.

به هر حال ، در آن روز انسان از ديدن اين صحنه بى سابقه ، سخت متوحش مى ‏شود ، و مى‏ گويد : چه مى ‏شود كه زمين اينگونه به لرزه در آمده است ، و آنچه در درون داشته بيرون ريخته ؟ ( و قال الانسان مالها).

گر چه بعضى انسان را در اينجا به خصوص انسانهاى كافر تفسير كرده ‏اند كه در مساله معاد و رستاخيز شك و ترديد داشته ‏اند ، ولى ظاهر اين است كه انسان در اينجا معنى گسترده ‏اى دارد كه همگان را شامل مى‏ شود ، زيرا تعجب از اوضاع و احوال زمين در آن روز مخصوص به كافران نيست .

آيا اين تعجب ، و سؤال ناشى از آن ، مربوط به نفخه اولى است يا دوم ؟.

ظاهر اين است كه همان نفخه اولى است كه نفخه پايان جهان است ، زيرا زلزله عظيم در پايان جهان رخ مى ‏دهد.

اين احتمال نيز داده شده است كه منظور نفخه رستاخيز و زنده شدن مردگان ، و بيرون ريختن آنها از درون زمين مى ‏باشد ، زيرا آيات بعد نيز همه مربوط به نفخه دوم است .

ولى از آنجا كه در آيات قرآن كرارا حوادث اين دو نفخه با هم ذكر شده ، تفسير اول با توجه به بيان زلزله وحشتناك پايان جهان مناسبتر به نظر مى ‏رسد ، و در اين صورت منظور از اثقال زمين معادن و گنجها و مواد مذاب درون آن است.

و از آن مهمتر اينكه : زمين در آن روز تمام خبر خود را باز می گويد ( يومئذ تحدث اخبارها).

آنچه از خوبيها و بديها ، و اعمال خير و شر ، بر صفحه زمين واقع شده است ، همه را برملا مى ‏سازد ، و يكى از مهمترين شهود اعمال انسان در آن روز همين زمينى است كه ما اعمال خود را بر آن انجام مى ‏دهيم ، و شاهد و ناظر ما است .

در حديثى از پيغمبر اكرم (صلى ‏الله ‏عليه ‏وآله ‏وسلّم‏) مى‏ خوانيم كه فرمود ، ا تدرون ما اخبارها ؟ : آيا مى‏ دانيد منظور از اخبار زمين در اينجا چيست ؟ قالوا : الله و رسوله اعلم : گفتند : خدا و پيغمبرش آگاهتر است فرمود : اخبارها ان تشهد على كل عبد و امة بما عملوا على ظهرها ، تقول عمل كذا و كذا ، يوم كذا ، فهذا اخبارها : منظور از خبر دادن زمين اين است كه اعمال هر مرد و زنى را كه بر روى زمين انجام داده ‏اند خبر مى‏ دهد ، مى‏ گويد : فلان شخص در فلان روزفلان كار را انجام داد ، اين است خبر دادن زمين!.

در حديث ديگرى از پيغمبر اكرم (صلى ‏الله‏ عليه ‏وآله ‏وسلّم‏) مى ‏خوانيم : حافظوا على الوضوء و خير اعمالكم الصلاة ، فتحفظوا من الارض فانها امكم ، و ليس فيها احد يعمل خيرا او شرا الا و هى مخبرة به ! : مواظبت بر وضو كنيد ، و بهترين اعمال شما نماز است ، و مراقب زمين باشيد كه مادر شما است ، هيچ انسانى كار خير يا شرى بجا نمى‏ آورد مگر اينكه زمين از آن خبر مى ‏دهد!.

از ابو سعيد خدرى نقل شده كه مى‏ گفت : هر گاه در بيابان هستى صدايت را به اذان بلند كن ، چرا كه از رسول خدا (صلى ‏الله‏ عليه ‏وآله‏ وسلّم‏) شنيدم كه مى‏ فرمود : لا يسمعه جن و لا انس و لا حجر الا يشهد له : هيچ جن و انس و قطعه سنگى آن را نمى‏ شنود مگر اينكه براى او ( در قيامت ) گواهى مى‏ دهد.آيا راستى زمين به فرمان خدا زبان مى‏ گشايد و تكلم مى‏ كند ؟ يا اينكه منظور ظاهر شدن آثار اعمال انسان بر صفحه زمين است ؟ زيرا مى‏ دانيم هر عملى كه انسان انجام دهد ، خواه ناخواه در اطراف او آثارى بجا مى ‏گذارد ، هر چند امروز براى ما محسوس نباشد ، درست همانند آثارى كه از خطوط انگشتان يك دوست يا دشمن بر روى دستگيره درمى‏ ماند ، و در آن روز همه اين آثار ظاهر مى‏شود ، و سخن گفتن زمين چيزى جز اين ظهور بزرگ نيست ، همانگونه كه گاه به يك شخص خواب‏آلود مى ‏گوئيم چشمان تو مى ‏گويد كه ديشب نخوابيده ‏اى ، يعنى آثار بيخوابى در آن نمايان است.

به هر حال اين موضوع عجيبى نيست ، چرا كه هم امروز با پيشرفت علم و دانش بشر ابزار و وسائلى اختراع شده كه در همه جا ، و هر لحظه ، مى ‏تواند صداى انسان را ضبط كند ، يا از انسان و اعمالش عكسبردارى نمايد ، و به عنوان يك سند مسلم در دادگاه مطرح شود ، به گونه‏ اى كه قابل هيچگونه انكار نباشد .

اگر در گذشته بعضى از شهادت زمين تعجب مى ‏كردند امروز يك نوار نازك يا يك دستگاه ضبط كه به صورت يك دكمه به لباس دوخته مى ‏شود مى‏تواند مسائل بسيارى بازگو كند.

جالب اينكه در حديثى از على (عليه ‏السلام‏) مى ‏خوانيم كه فرمود : صلوا المساجد فى بقاع مختلفة ، فان كل بقعة تشهد للمصلى عليها يوم القيامة : در قسمتهاى مختلف مساجد نماز بخوانيد ، زيرا هر قطعه زمينى در قيامت براى كسى كه روى آن نماز خوانده گواهى مى‏ دهد.

و در حديث ديگرى آمده است كه امير مؤمنان على (عليه‏ السلام‏) هنگامى كه بيت - المال را تقسيم مى‏ كرد و خالى مى ‏شد ، دو ركعت نماز بجا مى ‏آورد و مى ‏فرمود :

اشهدى انى ملأتك بحق ، و فرغتك بحق : ( روز قيامت ) گواهى ده كه من تو را به حق پر كردم و به حق خالى كردم!.

در آيه بعد مى ‏افزايد : اين به خاطر آن است كه پروردگار تو به زمين وحى كرده ( بان ربك اوحى لها).

و زمين در اجراى اين فرمان كوتاهى نمى‏ كند ، تعبير اوحى در اينجا به خاطر آن است كه چنين سخن گفتن اسرارآميز بر خلاف طبيعت زمين است و اين جز از طريق يك وحى الهى ممكن نيست.

بعضى گفته ‏اند : منظور اين است كه به زمين وحى مى‏ كند آنچه در درون دارد بيرون بريزد .

ولى تفسير اول صحيحتر و مناسبتر به نظر مى ‏رسد.

سپس مى‏ فرمايد : در آن روز مردم به صورت گروه هاى مختلف از قبرها خارج شده ، در عرصه محشر وارد مى‏ شوند ، تا اعمالشان به آنها نشان داده شود ! ( يومئذ يصدر الناس اشتاتا ليروا اعمالهم).

اشتات جمع شت ( بر وزن شط ) به معنى متفرق و پراكنده است ، اين اختلاف و پراكندگى ممكن است به خاطر اين باشد كه اهل هر مذهبى جداگانه وارد عرصه محشر مى‏ شوند ، يا اهل هر نقطه ‏اى از مناطق زمين جدا وارد مى‏ شوند ، و يا اينكه گروهى با صورتهاى زيباو شاد و خندان ، و گروهى با چهره‏هاى عبوس و تيره و تاريك در محشر گام مى‏ نهند.

يا هر امتى همراه امام و رهبر و پيشوايشان هستند ، همانگونه كه در آيه 71 سوره اسراء آمده : يوم ندعوا كل اناس بامامهم : روزى كه هر گروهى را با پيشوايشان فرا مى‏ خوانيم.

و يا اينكه مؤمنان با مؤمنان و كافران با كافران محشور مى‏ شوند.

جمع ميان اين تفسيرها كاملا ممكن است زيرا مفهوم آيه گسترده است.

يصدر از ماده صدر ( بر وزن صبر ) به معنى خارج شدن شتران از آبگاه است كه به صورت انبوه و هيجان زده بيرون مى ‏آيند به عكس ورود كه به معنى داخل شدن آنها در آبگاه است و در اينجا كنايه از خروج اقوام مختلف از قبرها و آمدنشان در محشر براى حسابرسى است .

اين احتمال نيز داده شده كه منظور خروجشان از محشر ، و حركت به سوى جايگاهشان در بهشت و دوزخ است.

معنى اول با آيات گذشته تناسب بيشترى دارد.

منظور از جمله ليروا اعمالهم : تا اعمالشان را به آنها نشان دهند مشاهده جزاى اعمال است.

يا مشاهده نامه اعمال كه هر نيك و بدى در آن ثبت است.

يا مشاهده باطنى به معنى معرفت و شناخت چگونگى اعمالشان است.

و يا به معنى تجسم اعمال و مشاهده خود اعمال است .

تفسير اخير با ظاهر آيه از همه موافقتر است ، و اين آيه يكى از روشنترين آيات بر مساله تجسم اعمال محسوب مى‏ شود كه در آن روز اعمال آدمى به صورتهاى مناسبى تجسم مى‏ يابد و در برابر او حضور پيدا مى‏ كند ، و همنشينى با آن مايه نشاط يا رنج و بلا است.سپس به سرانجام كار هر يك از اين دو گروه مؤمن و كافر ، نيكوكار و بدكار ، اشاره كرده مى‏ فرمايد : پس كسى كه به اندازه سنگينى ذره ‏اى كار خير انجام داده آن را مى‏ بيند ( فمن يعمل مثقال ذرة خيرا يره).

وهر كس به اندازه سنگينى ذره ‏اى كار بد كرده آن را مى‏ بيند ! ( و من يعمل مثقال ذرة شرا يره).

باز در اينجا تفسيرهاى مختلفى ذكر شده كه آيا جزاى اعمال را مى ‏بيند و يا نامه اعمال را مشاهده مى‏ كند و يا خود عمل را.

ظاهر اين آيات نيز تاكيد مجددى است بر مساله تجسم اعمال و مشاهده خود عمل ، اعم از نيك و بد در روز قيامت كه حتى اگر سر سوزنى كار نيك يا بد باشد در برابر صاحب آن مجسم مى ‏شود و آنرا مشاهده مى‏ كند.

مثقال در لغت هم به معنى ثقل و سنگينى آمده ، و هم ترازوئى كه با آن سنگينى اشياء را مى ‏سنجند ، و در اينجابه همان معنى اول است.

براى ذرة نيز در لغت و كلمات مفسران تفسيرهاى گوناگونى ذكر شده است : گاه به معنى مورچه كوچك ، و گاه گرد و غبارى كه وقتى دست را بر زمين بگذاريم و برداريم به آن مى‏ چسبد ، و گاه به معنى ذرات بسيار كوچك غبار كه در فضا معلق است و به هنگامى كه آفتاب از روزنه ‏اى به اطاق تاريك مى‏ تابد آشكار مى‏ گردد تفسير شده است.

مى‏ دانيم امروز كلمه ذره را به اتم نيز اطلاق مى ‏كنند و بمب اتمى را القنبلة الذرية مى‏ گويند ، اتم به قدرى كوچك است كه نه با چشم عادى ، و نه با دقيقترين ميكروسكوپها قابل مشاهده نيست، و تنها آثار آن را مشاهده مى‏ كنند ، و حجم و وزن آن با محاسبات علمى قابل سنجش است ، و به قدرى كوچك است كه چند ميليون روى نوك سوزنى جاى مى‏ گيرد!

مفهوم ذره هر چه باشد منظور در اينجا كوچكترين وزنها است.

به هر حال اين آيه از آياتى است كه پشت را مى‏ لرزاند و نشان مى ‏دهد كه حسابرسى خداوند در آن روز فوق العاده دقيق و حساس است ، و ترازوهاى سنجش عمل در قيامت آنقدر ظريف است كه حتى كوچكترين اعمال انسانى را وزن مى‏ كنند و به حساب مى ‏آورند.

نكته‏ ها:

1 -دقت و سختگيرى در حسابرسى قيامت

نه تنها از آيات اخير اين سوره كه از آيات مختلف قرآن به خوبى استفاده مى‏ شود كه در حسابرسى اعمال در قيامت فوق العاده دقت و موشكافى مى‏ شود ، در آيه 16 سوره لقمان مى ‏خوانيم : يا بنى انها ان تك مثقال حبة من خردل فتكن فى صخرة او فى السموات او فى الارض يات بها الله ان الله لطيف خبير : پسرم! اگر به اندازه سنگينى دانه خردلى ( عمل نيك يا بد ) باشد و در دل سنگى يا در گوشه‏اى از آسمانها يا زمين پنهان گردد ، خداوند آن را ( در قيامت ) براى حسابرسى مى‏ آورد ، خداوند دقيق و آگاه است.

خردل دانه بسيار كوچكى از گياه معروفى است كه ضرب المثل در كوچكى مى‏ باشد .

اين تعبيرات نشان مى ‏دهد كه در آن حسابرسى بزرگ كوچكترين كارها محاسبه مى‏ شود ، ضمنا اين آيات هشدار مى‏ دهد كه نه گناهان كوچك را كم اهميت بشمرند ، و نه اعمال خير كوچك را ، چيزى كه مورد محاسبه الهى قرار مى‏ گيرد هر چه باشد كم اهميت نيست.

لذا بعضى از مفسران گفته ‏اند اين آيات زمانى نازل شد كه بعضى از ياران پيغمبر اكرم (صلى ‏الله ‏عليه‏ وآله‏ وسلّم‏) نسبت به انفاق اموال كم بى اعتنا بودند ، و مى‏ گفتند : اجر و پاداش بر چيزهائى داده مى‏ شود كه ما آن را دوست داريم ، و اشياء كوچك چيزى نيست كه مورد علاقه ما باشد ، و همچنين نسبت به گناهان كوچك بى اعتنا بودند ، آيات نازل شد و آنها را به خيرات كوچك ترغيب كرد ، و از گناهان كوچك بر حذر داشت .

2 -پاسخ به يك سؤال

در اينجا سؤالى مطرح است و آن اينكه مطابق اين آيات انسان همه اعمال خود را در قيامت اعم از نيك و بد كوچك و بزرگ مى ‏بيند ، اين معنى چگونه با آيات احباط و تكفير و عفو و توبه سازگار است ؟ زيرا آيات احباط مى ‏گويد : بعضى از اعمال مانند كفر تمام حسنات انسان را از بين مى ‏برد لئن اشركت ليحبطنعملك ( زمر - 65 ) و طبق آيات تكفير گاهى حسنات سيئات را از بين مى‏ برد ان الحسنات يذهبن السيئات ( هود - 114).

و آيات عفو و توبه مى‏ گويد : در سايه عفو الهى يا توبه كردن ، گناهان محو مى‏ شوند ، اين مفاهيم چگونه با مساله مشاهده تمام اعمال نيك و بد تطبيق مى ‏كند ؟ در پاسخ اين سؤال بايد به يك نكته توجه كرد و آن اينكه : دو اصلى كه در آيات فوق آمده است كه مى ‏گويد انسان هر ذره‏اى از كار نيك و بد را مى‏ بيند به صورت يك قانون كلى است ، و مى ‏دانيم هر قانون ممكن است استثناهائى داشته باشد ، آيات عفو و توبه و احباط و تكفير در حقيقت به منزله استثناء است در اين قانون كلى .

پاسخ ديگر اينكه : در مورد احباط و تكفير در حقيقت موازنه و كسر و انكسارى رخ مى‏ دهد ، و درست مانند مطالبات و بدهيها است كه از يكديگر كسر مى‏ شود ، هنگامى كه انسان نتيجه اين موازنه را مى ‏بيند در حقيقت تمام اعمال نيك و بد خود را ديده است ، همين سخن در مورد عفو و توبه نيز جارى است ، چرا كه عفو بدون لياقت و شايستگى صورت نمى ‏گيرد ، و توبه خود نيز يكى از اعمال نيك است.

بعضى در اينجا جواب ديگرى گفته ‏اند كه صحيح به نظر نمى ‏رسد وآن اينكه افراد كافر نتيجه اعمال خوب خود را در اين دنيا مى‏ بينند ، همانگونه كه افراد مؤمن كيفر اعمال بد خود را در اين جهان مى‏ بينند.

ولى ظاهر اين است كه آيات مورد بحث مربوط به قيامت است نه دنيا بعلاوه اين كليت ندارد كه هر مؤمن و كافرى نتيجه اعمالش را در دنيا ببيند.

3 -جامعترين آيات قرآن

از عبد الله بن مسعود نقل شده است كه محكمترين آيات قرآن مجيد همين آيات فمن يعمل مثقال ذرة خيرا يره و من يعمل مثقال ذرة شرا يره مى‏ باشد و از آن تعبير به جامعه مى ‏كرد و به راستى ايمان عميق به محتواى آن كافى است كه انسان را در مسير حق وادارد ، و از هر گونه شر و فساد بازدارد ، لذا در حديثى آمده است كه مردى خدمت پيغمبر اكرم (صلى‏ الله‏ عليه ‏وآله ‏وسلّم‏) آمد عرض كرد : علمنى مما علمك الله : از آنچه خداوند به تو تعليم داده به من بياموز .

پيغمبر اكرم (صلى‏ الله ‏عليه‏ وآله ‏وسلّم‏) او را به مردى از يارانش سپرد ، تا قرآن به او تعليم كند ، و او سوره اذا زلزلت الارض را تا به آخر به او تعليم داد ، آن مرد از جا برخاست و گفت : همين مرا كافى است ( و در روايت ديگرى آمده تكفينى هذه الاية : همين يك آيه مرا كفايت می كند)! پيغمبر اكرم (صلى ‏الله ‏عليه‏ وآله ‏وسلّم‏) فرمود : او را به حال خود بگذار كه مرد فقيهى شد ! ( و طبق روايتى فرمود رجع فقيها : او فقيه شد و بازگشت ! ) دليل آن هم روشن است زيرا كسى كه مى ‏داند كه اعمال ما حتى به اندازه يك ذره يا يك دانه خردل مورد محاسبه قرار مى‏ گيرد امروز به حساب خود مشغول مى‏ شود ، و اين بزرگترين اثر تربيتى روى او دارد.

با اين حال در روايت ديگرى از ابو سعيد خدرى آمده است كه وقتى آيه فمن يعمل ... نازل شد عرض كردم اى رسول خدا آيا من همه اعمالم را مى‏ بينم ؟ فرمود : آرى.

گفتم:آن كارهاى بزرگ را ؟ فرمود : بله ، گفتم : كارهاى كوچك كوچك را ؟ فرمود : بله ، عرض كردم : اى واى بر من ! مادرم بنشيند و براى من عزادارى كند ! فرمود : بشارت باد بر تو اى ابو سعيد ! چرا كه حسنات به ده برابر حساب مى ‏شود ، تا هفتصد برابر ، و خدا براى هر كس بخواهد آن را هم مضاعف مى ‏كند ، و اما هر گناه به اندازه يك گناه مجازات دارد ، يا خداوند عفو مى‏ كند و بدان احدى با عملش نجات نخواهد يافت ! ( جز اينكه كرم خدا شامل او گردد ) عرض كردم حتى تو هم اى رسول خدا ؟ ! فرمود : حتى من ، مگر اينكه خداوند مرا مشمول رحمتش سازد!.

خداوندا ! جائى كه پيامبرت با آن عظمت تنها به عفو تو دل بسته است تكليف ما روشن است.

پروردگارا ! اگر اعمال ما معيار نجات ما باشد واى به حال ما ، و اگر كرم تو يار ما باشد خوشا بحال ما ؟ ! بارالها ! آن روز كه تمام اعمال كوچك و بزرگ در برابر ما مجسم مى‏ شود ما تنها به لطف عميم تو چشم دوخته ‏ايم.

آمين يا رب العالمين

پايان سوره زلزله.


موضوعات مرتبط: سوره زلزله
[ جمعه شانزدهم فروردین 1392 ] [ 10:29 ] [ مجتبی یحیی زاده ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

این وبلاگ حاوی تفسیر نمونه اثر آیت الله ناصر مکارم شیرازی به تفکیک سوره می باشد.
آرشيو مطالب
امکانات وب